داستان غمگین دستان پاک رفتگر,داستان غمگین,داستان مفهومی دستان پاک رفتگر,داستان کوتاه دستان پاک رفتگ
-
تاریخ: 1393/7/28 ساعت: 3:46
داستان غمگین دستان پاک رفتگر مرد رفتگر آرزو داشت برای یکبار هم که شده موقع شام با تمامی خانواده اش دور سفره کوچکشان باشد و با هم غذا بخورند، او بیشتر وقت ها دیر به خانه میرسید و فرزندانش شامشان را خورده و همگی خوابیده بودند . هر شب از راه نرسیده به حمام کوچکی که در گوشه حیاط خانه بود میرفت و خستگی و...
داستان آموزنده سلف سرویس
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده سلف سرویسامت فاکس، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت. او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می...
داستان کوتاه و زیبای چقدر لبخند بدهکاریم؟
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان کوتاه و زیبای چقدر لبخند بدهکاریم؟ایستادهام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که میجوی و میبلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز میکنی تا معدهاش را از بنزین پ...
داستان واقعی و زیبای دعای مادر
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان واقعی وخیلی زیبایی که در پاکستان اتفاق افتادهپزشک و جراح مشهور (د.ایشان) روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد ، باعجله به فرودگاه رفت .بعد از پرواز ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه ، که باعث از کارا...
داستان آموزنده و جالب نمیتونم ها .. خدا حافظ
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده و جالب نمیتونم ها .. خدا حافظخانم معلمی در آمریکا کاری کرد که اسم او در تمام کتابهای تربیتی و پرورشی چاپ شد.تمام دوستانی که در دانشگاه، علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی خوندن امکان ندارد که قضیه این خانم رو نخونده باشند.معلمی با ۲۸ سال سابقه کار به اسم خانم دنا جامپ. (dea a jump)خانم دُ...
داستان آموزنده طناب خیالی
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده طناب خیالیکودکی از مسئول سیرکی پرسید:چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!صاحب فیل گفت:این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است.آن با یک تصور خیلی قوی در ذه...
داستان پرداخت هزینه در آخرت
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان پرداخت هزینه در آخرتپیرمرد ثروتمندی در بستر مرگ بود. تمام زندگی او بر محور پول چرخیده بود و حالا که عمرش به پایان میرسید با خود فکر کرد، بد نیست در آن دنیا چند روبلی در دست داشته باشد. بنابراین از پسران خود خواست که یک کیسه روبل در تابوتش قرار دهند. فرزندانش هم این درخواست او را برآورده کردند...
داستان عجیب مرگ در غسالخانه!، داستان واقعی مرگ در غسالخانه!، داستان عجیب مرگ در غسالخانه، داستان کوتاه مرگ در غسالخانه!
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان عجیب مرگ در غسالخانه!به گزارش ایسنا، روزنامه همشهری در صفحه حوادث خود نوشت:این ماجرا به زمانی برمیگردد که مردی بهخاطر اینکه شبها خواب به چشمش نمیآمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال...
داستان آموزنده شرافت و مردانگی
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده شرافت و مردانگیدر زمان ساسانیان مردی در تیسفون زندگی میکرد که بسیار میهمان نواز بود و شغلش آب فروشی بود.روزی بهرام پنجم شاهنشاه ایران (ساسانی) با لباسی مبدل به در خانه ی این مرد میرود و می گوید که از راه دوری آمده و دو روز جا می خواهد .آن مرد بهرام را با شادی می پذیرد و می گوید بمان ت...
داستان واقعی سخنرانی بیل گیتس، داستان جذاب نامه تاجر به همسرش، داستان واقعی نامه تاجر به همسرش، داستان آموزنده
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان واقعی و آموزنده (سخنرانی جالب بیل گیتس), داستان جالب ( نامه تاجر باهوش به همسرش)داستان واقعی و آموزنده (سخنرانی جالب بیل گیتس)گفته میشه « بیل گیتس » ، رئیس « مایکروسافت » ، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان های آمریکا ، خطاب به دانش آموزان گفت : در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آمو...
داستان لبخند سنت اگزوپری
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان لبخند سنت اگزوپریبسیاری از مردم کتاب «شاهزاده کوچولو» اثر سنت اگزوپری را میشناسند.اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید وکشته شد.قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو میجنگید. او تجربههای حیرتآور خود را در مجموعهای به نام لبخند گردآوری کرده است....
داستان آموزنده عشق و نفرت, داستان آموزنده دعای مادر, داستان آموزنده اهمیت همسایه
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده عشق و نفرت, داستان آموزنده دعای مادر, داستان آموزنده اهمیت همسایهداستان آموزنده عشق و نفرتزن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پیر دانا نزد او رفتند.پیرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند او از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دو...
داستان زیبای آلزایمر مادر
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان زیبای آلزایمر مادرچمدونش را بسته بودیم ،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بودکلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک،کمی نون روغنی، آبنات، کشمشچیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی …گفت: “مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورمیک گوشه هم که نشستمنمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!”گفتم: “مادر من دیر میشه، چادرت...
داستان آموزنده شکست غیر ممکن
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده شکست غیر ممکنمدرسهی کوچک روستایی بود که بهوسیلهی بخاری زغالی قدیمی، گرم میشد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و همکلاسیهایش، کلاس گرم شود. روزی، وقتی شاگردان وارد محوطهی مدرسه شدند، دیدند مدرسه در میان شعلههای آتش میسوزد. آنان ...
داستان جالب خلبانان نابینا
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان جالب خلبانان نابینادو خلبان نابینا که هر دو عینکهای تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت میکرد .زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال...
داستان کوتاه هدیه مادر
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستانهای کوتاه و آموزنده جدیدداستان کوتاه هدیه مادرﭘﺴﺮ 16 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ18 ﺳﺎﻟﮕﯿﻢ چی کاﺩﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؟ﻣﺎﺩﺭﭘﺴﺮﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻮﻧﺪﻩﭘﺴﺮ 17ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﺷﺪ،ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩ،ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻔﺖ ﭘﺴﺮﺕﺑﯿﻤﺎﺭی قلبی ﺩﺍﺭﻩ .ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﺎمان ﻣﻦ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ …؟ ! ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻘﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ ....
داستان زیبای مکالمه با خدا
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان زیبای مکالمه با خدااین مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود ، که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراس...
داستان زیبای دروغ های مادرم
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان زیبای دروغ های مادرمداستان من از زمان تولّدم شروع میu200eشود. تنها فرزند خانواده بودم ، سخت فقیر بودیم و تهیu200eدست و هیچگاه غذا به اندازه کافی نداشتیم ، روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم ، مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت: “فرزندم...
داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”امروز روز دادگاه بود و منصور میتونست از همسرش جدا بشه ، منصور با خودش زمزمه کرد چه دنیای عجیبیه دنیای ما ، یک روز به خاطر ازدواج با لیلا سر از پا نمی شناختم و امروز به خاطر طلاقش خوشحالم .لیلا و منصور 8 سال دوران کودکی رو با هم سپری کرده بودند ، آنها همسایه دیوار به ...
داستان آموزنده سنگ مرمر, استفاده از هر موقعیتی
-
تاریخ: 1393/7/22 ساعت: 4:44
داستان آموزنده سنگ مرمر, استفاده از هر موقعیتیدر ?ک موزه معروف که با سنگ ها? مرمر کف پوش شده بود مجسمه بس?ار ز?بای مرمر?ن? به نما?ش گذاشته شده بود که مردم از راه ها? دور و نزد?ک برا? د?دنش به آن جا م?رفتند . کس? نبود که مجسمه ز?با را بب?ند و لب به تحس?ن باز نکند. شب? سنگ مرمر?ن? که کف پوش سالن بود ب...